پل ماتيك

1981-1904

 

پل ماتيک در سال 1904 در منطقه پومرن در آلمان متولد شد و در برلين تحت سرپرستی والدينی با آگاهی طبقاتی رشد کرد. او فعاليت سياسی اش را بسيار زود شروع كرد و بنقد در سن 14 سالگی عضو سازمان جوانان سوسياليستِ آزادِ (Freie Sozialistische Jugend) اسپارتاكيست شده بود. سپس در همين سن در سال 1918 بعنوان كارگرِ آموزشیِ ماشين سازی در شرکت زيمنس شروع به کار کرد و در همانجا نيز در طی انقلاب بعنوان نماينده كارآموزان در شورای کارگرانِ شرکت انتخاب شد.

 ماتيک با شرکت فعال در عمليات انقلابی گوناگون در انقلاب 1918 آلمان، دستگير شدن های متعدد و تهديد به قتل، و هم راستا با چپ و گرايشِ اپوزيسيونِ کمونيست های آلمان راديكاليزه شد. پس از انشعاب حزب کمونيست آلمان KPD (اسپارتاکوس) در هايدلبرگ و شکل گيری حزب کارگران کمونيست آلمان KAPD در بهار 1920، به KAPD پيوست و در سازمان جوانان اين حزب فعال شد و برای نشريه اش قلم زد.

در سال 1921، درسن 17 سالگی، برای مدتی چند برای پيدا كردنِ کار به کلن نقل مکان کرد تا اينكه اعتصابات، شورش ها و دستگيریهای جديد، هر اميد و چشم اندازی برای پيدا كردن كار را از بين برد. در همين شهر بمثابه يك سازمانده و آژيتاتورِِ KAPD  و AAU  فعاليت می کرد، و با فعالين ديگری از جمله با  يان اپل Jan Appel آشنا شد، و اين آشنائی بعدها به همكاری توسعه يافت و سال ها ادامه داشت. در عين حال در همينجا با روشنفکرانی که درAAUE  کار می کردند و قلم می زدند، مانند اتو روله Otto Rühle، ارتباط برقرار کرد.

ماتيک با افت مبارزه راديكال توده ها و اميدهای انقلابی --بخصوص پس از سال 1923-- بعد از سالها بيكاری، در 1926 به ايالات متحده مهاجرت کرد، اما همچنان ارتباطاتش را با KAPD و AAU در آلمان حفظ نمود.

در ايالات متحده ماتيک مطالعات سيستماتيكتری را، بيش از همه در رابطه با مارکس، به پيش برد. علاوه بر اين، انتشار کارِ پايهای هنريك گروسمان تحت عنوان «قانون انباشت و فروپاشی سيستم سرمايه‌داری»[1] نقشی اساسی برای ماتيک ايفا کرد، زيرا گروسمان با اين اثر، تئوری انباشت مارکس که کاملا فراموش شده بود را دوباره به مرکز مباحثات جنبش کارگری آورد. «نقد اقتصاد سياسی» برای ماتيک نه موضوعی صرفاً اقتصادی، بلکه مساله ای بود که عمدتاً در ارتباط مستقيم با تجربه انقلابی خودش مطرح بود. از اين هنگام به بعد او روی تئوری توسعه سرمايه داری مارکس و منطق درونی تضادهای اين سيستم که بطور ناگزيری به بحرانها منجر می گردند، بمثابه اساس تمام انديشههای سياسی درون جنبش کارگران به کار پرداخت.
در اواخر دهه 1920 ماتيک به شيكاگو نقل مکان نمود و در آنجا ابتدا كوشش کرد تا سازمان های گوناگون کارگری را متحد کند. در سال 1931 کوشيد تا «روزنامه كارگر شيكاگو» (Chicagoer Arbeiterzeitung)، را احيا كند كه موفق نشد. اين روزنامهای بود با فرازو نشيبهای سنتی كه زمانی نيز از جمله توسط ژوزف ديتسگن[2] ويراستاری می شد. در همين سال ها برای يك دوره به «كارگران صنعتی جهان» ([3]( IWW كه تنها سازمان اتحاديه ای انقلابی موجود در آمريكا بود پيوست. برغم وجود تفاوت های بخشهای مختلف و متفاوتِ در اتحاديه، اما اين اتحاديه قصد داشت تمام كارگران را در يك اتحاديه بزرگ جمع كند تا بتوان اعتصاب عمومی را جهت سرنگونی سرمايه داری تدارك ديد. اما دوران طلائی اعتصابات مبارزه جويانِ وابلی[4] نقداً در اوايل دهه 1930 بپايان رسيده بود، و تنها خيزش مجدد جنبش بيكاران بود كه باعث رشد کوتاه مدت منطقه ای IWW شد. در سال 1933 پل ماتيک با ارائه پيش نويس برنامه ای برای IWW سعی كرد تا به وابلی ها شالوده «ماركسيستی» محكم تری بر اساس تئوری گروسمان بدهد. با اين وجود، اين كار به وضعيت سازمان بهبود نبخشيد.

پس از تلاش‌هاي بي‌ثمري در جهت اثرگذاري از بيرون بر روي حزب متحد کارگران لنينيست سرانجام ماتيک در 1934 به همراه تني چند از دوستانش ازIWW  و تعدادي از اخراج شدگان از حزب متحد کارگران گروه کمونيست شورائي خودش را تشکيل داد. گروه اخير نشريهای تحت عنوان «نوشتارهای شورائی بين المللی» با سردبيری ماتيک منتشر میكرد كه در طی دهه 1930 همسان نشريه «نوشتارهای شورائی» (Rätekorrespondenz) وابسته به «گروه كمونيستهای بينالملل» (GIC) هلندی محسوب میشد. محتويات اين نشريه شامل ترجمه انگليسی مقالات و مباحثات اروپايی و نيز تحليل‌های اقتصادی و انتقادی سياسی در رابطه با مسائل جاری در آمريكا و ديگر نقاط جهان بود. اين گروه تماس های نزديكی با باقی مانده های گروه های كوچكِ  كمونيستِ چپِ آلمانی و هلندی (يان اّپل و پانه كوك) برقرار و حفظ كرد.

ماتيک بغير از كارِ خودش در كارخانه، نه فقط بخش بيشترِ بازبينی، ويراستاری و كارهای تكنيكی نشريه را انجام می داد، بلكه نويسنده بخش مهمی از نوشته های آن نشريه نيز بود. از ميان معدود كسانی كه مايل به ارائه منظم مقالات بودند، می توان از كارل كُرش نام برد. ماتيک با وی در سال 1935 در ارتباط قرار گرفت و برای سال های زيادی پس از مهاجرت كُرش به آمريكا در سال 1936 بعنوان يك دوست شخصی همچنان باقی ماند.

از آنجا كه «كمونيسم شورائی» اروپايی زير زمينی شد و از سال های 1935 به بعد رسماً «ناپديد» شدند، ماتيک نامِ نشريه را از سال 1938 به «ماركسيسم زنده» (Living Marxism) و پس از 1942 به «نوشتارهای نوين»  (New Essays) تغيير داد.

ماتيک از طريق كارل كُرش و هنريك گروسمان با «موسسه تحقيقاتی» هوركهايمر[5] (كه بعدها بعنوان «مكتب فرانكفورت» معروف شد) نيز ارتباطاتی داشت. در سال 1936 مطالعات جامعه شناسانه وسيعی در ارتباط با جنبش بيكاران آمريكائی برشته تحرير درآورد و برای اين موسسه ارسال داشت. اين نوشته تا انتشارش در سال 1969 در بايگانی انستيتو خاک خورد كه بعد انتشارات «نقد نوين» آنرا منتشر کرد.

پس از شركت آمريكا در جنگ جهانی دوم و پيامدش يعنی تعقيب و سركوب تمام روشنفكران منقد، چپ در آمريكا توسط مك‌آرتيسم تصفيه و نابود شد. ماتيک در اوايل سال های 1950 در مناطق روستائی گوشه گير شد. در اينجا توانست با كارهای گه‌گداری و نيز فعاليت اش بعنوان نويسنده به بقا خود ادامه دهد. در دوره پس از جنگ، او (مانند ديگران) فعاليتهای كوچك، محدود و هرازگاهی داشت، مانند نوشتن مقالات كوتاه برای گاهنامه های گوناگون. 

از سال های 1940 تا اواخر دهه 1950  ماتيک به مطالعه كينز پرداخت و يك رشته دست نوشته و مقالات انتقادی عليه تئوری و عملكرد كينزی نوشت. در اين نوشتهها، تئوریهای ماركس و گروسمان در رابطه با توسعه سرمايهداری برای شناخت نقادانه از پديده ها و مظاهر جديد سرمايه داری را گسترش داد.

با تغييرات عمومی در صحنه سياسی و عروج مجدد افكار انتقادی در سالهای 1960، ماتيک اين كار را حتی پيشتر برد. يكی از اين كارهايش كتاب «ماركس و كينز، محدوده‌های اقتصاد مختلط» (1969)[6] است كه به زبان‌های متعددی ترجمه و منتشر شد و نفوذ زيادی بر جنبش دانشجوئی پسا-68 داشت. كارِ مهم ديگرش در همين دوره كتاب « نقدِ هنريك ماركوزه -انسان يك بعدی در جامعه طبقاتی»[7] بود. در اين كتاب، اين تز را كه پرولتاريا (آنچنانكه ماركس می‌فهميد) در جامعه‌ي پيشرفته‌ي سرمايه‌داری به يك «مفهوم اسطوره ای» تبديل شده است، با قدرت مردود شمرد. با وجودی كه با تحليلِ نقادانه ايدئولوژی حاكم از سوی ماركوزه موافق بود، نشان داد كه تئوری يك بعدی بودن، خود تنها بعنوان يك ايدئولوژی وجود دارد. خودِ ماركوزه متعاقباً تائيد كرد كه نقدِ ماتيک تنها نقدِ جدی ای است كه كتابش دريافت داشته است.

تا سال‌های 1970، مقالات قديم و جديد زيادی از ماتيک به زبانهای مختلف در نشريات گوناگون به چاپ رسيد. در سال تحصيلی 1975-1974 ماتيک بعنوان «پروفسور مهمان» در دانشگاه روسكيلد دانمارك درگير بود. در اينجا، او نقدِ اقتصاد سياسی ماركس، و نيز تاريخ جنبش كارگری را تدريس كرد. بعلاوه بعنوان مرجع انتقادی در سمينارهای متعددی به همراه ديگر مهمانان مانند ماكسيميليان روبل، ارنست مندل، جوآن رابينسون و ديگران شركت جست. در سال 1977 سفر تدريسی اش را به دانشگاه شهر مكزيك به پايان رساند. در آلمان اما فقط دو بار، در سال 1971 در برلين و 1975 در هانوفر سخنرانی كرد.

پل ماتيک در آخرين سال های حياتش موفق شد شنوندگانی در ميان نسل جديد برای ديدگاه هايش بيابد. در سال 1978 مجموعه نسبتاً بزرگی از مقاله های منتخب در طی 40 سال از حيات سياسی اش تحت عنوان «كمونيسمِ ضد بلشويك» منتشر شد.

پل ماتيک در ماه فوريه 1981 در حالی كه تقريباً دستنويس كتاب ديگرش را به پايان رسانده بود درگذشت. اين دستنوشتهها بعد توسط پسرش تحت عنوان «ماركسيسم آخرين پناهگاه بورژوازی؟» منتشر شد.


 

 

 

برگفته شده از:

- بيوگرافی مَتيك

 



[1] (1929) Das Akkumulations - und Zusammenbruchsgesetz des Kapitalistischen Systems Henryk Grossmann:

 Joseph Dietzgen[2] كارگر و فيلسوف آلمانی كه ماركس از وی بعنوان "فيلسوف طبقه كارگر" نام مي برد.

 [3] ( Industrial Workers of the World ( IWW اين اتحادية كارگری در سال 1905 در شهر شيكاگر در آمريكا تاسيس شد.

 Woobly [4] ووبلی نامی است كه در عموم به اعضا IWW اطلاق می شد و هنوز نيز گاهی مي شود.

 Institut fur Sozialforschung [5] , ماكس هوركهايمر از معروفترين جامعه شناسان و "پدر" مكتب فرانكفورت.     

 Marx and Keynes. The Limits of Mixed Economy  [6]

 Critique of Herbert Marcuse - The one-dimensional man in class society  [7]

 

 

بازگشت به صفحه نخست